المحقق السبزواري
765
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
برائت خود را از آن امور نزد رعيّت ظاهرساز ، و قائم كن به عدل سياست ايشان را ، و قيام نماى به حقّ و معرفتى كه مىرساند تو را به راه هدايت ، و مؤكّد « 1 » نفس خود باش نزد غضب . و ايثار [ و ] « 2 » وقار و علم « 3 » نماى ، و بپرهيز از تندى و حدّت و غرور در امور خود ؛ و بپرهيز از آنكه بگويى كه اميرم و مسلّطم ، هرچه خواهم مىتوانم كرد ، چه اين امر زود رأى را بشكند و تدبير را كم سازد . و خالص كن نيّت خود را با خداى عز و جلّ و قوى كن يقين به خداى را و بدان ملك از خداست ، به هركه مىخواهد مىدهد ، و از هركه خواهد بازمىگيرد . و تغيير نعمت و حلول عذاب و نعمت به هيچكس چنان نزديك نمىباشد كه به حاملان نعمت مىباشد ، از اصحاب و امرا و مقرّبان پادشاه و كسانى كه دولت ايشان را انبساطى و اتّساعى هست هرگاه كفران نعمت [ 191 آ ] خداى عز و جلّ و احسان او ورزند و استطالت « 4 » و تعدّى كنند به سبب فضيلتها و نعمتهايى كه خداى عز و جلّ به ايشان داده . و از خود دور كن شرهء نفست را ، و چنان كن كه ذخاير و كنوزى كه ذخيره مىسازى بوده باشد بر او تقوا و پرهيزكارى و معذرت و استصلاح رعيّت و عمارت وآبادانى بلاد ايشان و تفقّد امور ايشان و حفظ دماى ايشان و فريادرسى ستمديدگان ايشان . و بدان كه مالهايى را كه كنز مىنمايى و ذخيره مىكنى ، آن را نموّى و زيادتى نمىباشد و هرگاه صرف كنى در صلاح رعيّت و دادن حقوق ايشان و كفّ مؤنات ايشان ، آن اموال باقى و زاكى مىگردد ، و عامّهء ناس به آن صلاح مىيابند ، و ولايت و حكومت به آن ترتيب مىيابد ، و روزگار به سبب آن طيب و خوش مىشود ، و از آن عزّت و منفعت حاصل مىگردد . پس ، بوده باشد گنج خزاين تو ، تفريق اموال در تعمير اسلام و اهل اسلام . و وافر گردان بر دوستان پادشاه و ولىّ نعمت كه نزد تواند حقوق ايشان را ، و وفا كن به رسانيدن حصص « 5 » ايشان به ايشان ؛ و تعهّد كن امورى را كه اصلاح امور ايشان و معاش ايشان كند ، چه هرگاه چنين كنى ، نعمت بر تو خوش شود و مستوجب زيادتى نعمت از جانب
--> ( 1 ) . متن عربى : « املك » يعنى : « مالك باش » . ( 2 ) . از مر افزوده شد . ( 3 ) . در مج به « حلم » برگردانده است ، و اين مطابق متن عربى است . ( 4 ) . گردنكشى . ( 5 ) . مفرد آن « حصّه » است به معنى بهره و نصيب .